پاتوق جوانان
سایت علمی ، فرهنگی ، سیاسی ، دفاعی

 یکی از باز نشسته ارتش  که  سابقه دوستی دیرینه با  من داشت  پس از مدت ها  همدیگر را در جمعی  دیدیم  و پی از حال و احوال از خاطرات بسیار جالب و شیرین همکار شهیدش غنی زاده در مبارزه با طاغوت و حماسه آفرینی در دفاع مقدس برایم تعریف کرد   حسابی  مرا و خودش را به وجد آورد .وی همچنین گفت  شهید غنی زاده   وصیتنامه ای  دارد که من هر وقت آن را می خوانم اشکم جاری میگردد و احساس میکنم  شهید غنی زاده  ما را آنجا یاد میکند البته   من هم پس از خواندن وصیت نامه  چنین احساسی دست دادم نوشتن خاطرات شهید غنی زاده برایم امکان نداشت  ولی وصیت نامه اش  آوردم.

 تصویر شهید

                

"بسم رب الشهداء و الصالحین"

"خدایا تو را شکر می کنم که تو دعوتم کردی و من بدستور تو و برای رضای تو و برای رسیدن بتو و درک جوارت لبیک گفتم، امر کردی بیا، انتخاب کردی، اشعه هائی از مقام وقرب و مهر و محبت خود را تاباندی، کرامت نشان دادی، امتحان کردی و میکنی،این من نبودم که لبیک گفتم منی نبود همه چیز توئی،تو خواستی بیایم و آمدم و امر کردی و شد و آمدم و بودنم و نبودنم با تست آمدم تا با گریاندن و گریستن به ذلت خود و خندان به عفوت و چشاندن لذت شهادت و راز و نیاز قبل از وصل و درک معرفت خود نائل کنی،




ارسال شده در تاریخ : جمعه 16 خرداد 1393 :: 18:01 :: توسط : jawoni

درباره وبلاگ
آخرین مطالب
نويسندگان
پيوندها

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید